قسمت اول

چهل و شش نشانه نبوت در ایام ولادت: (قسمت دوم)

29. عبدالمطلب در خواب دید که درختی بر پشتش روییده است که سرشاخه­های آن تا آسمان می­رسد و شاخه­هایش به شرق و غرب برخورد می­کنند و نوری را می­بیند که هفتاد برابر بیشتر از خورشید است و عرب و عجم بر آن سجده می­کنند و هر روز بر نور آن اضافه می­شود و گروهی از قریش می­خواهند آن درخت را قطع کنند و زمانی که به آن درخت نزدیک می­شوند جوانی که زیباترین مردم است و پاکیزه­ترین لباس را برتن دارد، آن­­­ها را گرفته و کمرهایشان را شکسته و چشمانشان را کور می­سازد. عبدالمطلب می­گوید: من می­خواستم یکی از شاخه­هایش را بگیرم که آن جوان بر من فریادی کشید و گفت: دست نگهدار! تو را از این شاخه­­­ها نصیبی نیست و درخت، از آن من است و کسانی که به او معلَّق هستند از آن نصیب می­برند.» عبدالمطلب وقتی خواب را برای کاهن عرب بیان نمود، رنگ از رخسار کاهن پرید و گفت: «اگر راست گفته باشی از صلب تو پسری بیرون خواهد آمد که پادشاه شرق و غرب عالم می­شود.[1]»

30. بعد از این که یک ماه از انعقاد نطفه­ی پیامبر (صلی­الله­علیه­وآله) گذشت، کوه­­­ها و درختان و آسمان­­­ها یگدیگر را بشارت می­دادند که: «محمد در رحم آمنه پدید آمده است و یک ماهی نیز از آن گذشته است![2]»

31. زمانی که نطفه­ی حضرت منعقد شد، منادی در آسمان­­­ها و زمین و حتی دریا­ها ندا داد که: «بشارت باد که امشب نطفه­ی احمد منعقد شد» و در آن روز هیچ جنبنده­ای و هیچ پرنده­ای نبود مگر اینکه به این مولود آگاه شد.[3]

32. شب تولد حضرت، در بهشت، هفتاد قصر از یاقوت سرخ و هفتاد قصر از مروارید تازه ساخته شد و گفته شد: «این قصرهای ولادت است که باعث تازگی بهشت شده است.[4]»

33.  در شب تولد حضرت هیچ سنگ و كلوخ و درختی نبود مگر اینكه خندید.

34. به بهشت در شب تولد حضرت گفته شد: «برقص آی! و خود را زینت کن! زیرا ­پیامبرِ دوستانت متولد شده است.» و بهشت خندید، خنده­ای که تا روز قیامت ادامه دارد.

35. ماهی بسیار بزرگی در دریا است به نام «طموس»، این ماهی در شب تولد حضرت آن­چنان به هیجان آمد که اگر خداوند او را نگاه نمی­داشت دریا را زیر رو می­کرد.

36. همه­ی کوه­­ها در روز ولادت حضرت برای کوه «ابی­قُبَیس» که در مکه قرار دارد به احترام پیامبر (صلی­الله­علیه­وآله) تواضع نمودند و ذکر «لا اله الا الله» را به عنوان بشارت می­گفتند.

37. شیطان آن شب در حالی که می­­گریخت، می­­گفت: خیر الاُمم، و أكرم العَبید، و أعظم العالَم، محمد! (بهترین ملتها، گرامی­ترین بندگان، و بزرگ­ترین جهان، محمد).

38. روز ولادت حضرت منادی ندا داد: «جَاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ إنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقاً». حق آمد و باطل نابود شد. آرى، باطل همواره نابودشدنى است. [5]

39.  در شب تولد حضرت، تمام دنیا دارای روشنایی ویژه­ای شد. [6]

40. حضرت آدم تا زمان تولد پیامبر (صلی­الله­علیه­وآله)، تلخی مرگ را حس می­کرد ولی پس از آن که بشارت تولد ایشان را به او دادند دیگر مرارت مرگ را حس نکرد.

41.  حوض کوثر در شب ولادت حضرت آن­چنان به شعف آمد که هفتاد هزار قصر از درّ و یاقوت را نثار قدوم حضرت نمود.

42.  ابلیس چهل روز در قلعه­ای محبوس شد و عرشش در این مدت به زیر آب رفت. [7]

43. وقتی حضرت به دنیا آمدند هنوز شیر مناسبی برای ایشان آماده نشده بود، جناب ابوطالب، حضرت را بر سینه­ی خود افکنده و خداوند از پستان ایشان شیر جاری ساخت تا اینکه حلیمه­ی سعدیه یافت شد. [8]

44.  به برکت تولد حضرت، اصحاب فیل دچار ابابیل شدند. [9]

45.  زلزله­ای همه­ی جهان را فرا گرفت تا آن­جا كه همه­ی كلیسا­ها و كنیسا­ها (محل عبادت یهودیان) خراب شدند. [10]

46.  قریش احساس كردند ستارگان آسمان فروافتادند آن­­ها به هم می­­گفتند: «این نشانه­ی قیامت است.»[11]

آن شب هر سنگ و کلوخ و درختی خندیدند و خداوند را تسبیح گفتند. [12]


[1] روضة الواعظین: 64

[2] الفضائل: 14

[3] شجرة طوبى: 208

[4] همان

[5] اسراء: 81

[6] نشانه 32 تا 38 المناقب: 31/1

[7] نشانه 39 تا 41 بحار الانوار: 262/15

[8] کافی: 1/448

[9] امتاع الاسماع: 35/4

[10] تاریخ یعقوبی: 2/8

[11] همان

[12] مناقب آل أبى طالب 22/1

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic