چهل و شش نشانه نبوت در ایام ولادت: (قسمت اول)

محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم آخرین فرستاده خداوند است. ایشان در 17 ربیع الاول، در سالی که بعدا به «عام الفیل» معروف شد به دنیا آمد. آن سال ابرهه تصمیم گرفت که کعبه را از بین ببرد ولی خداوند توسط پرندگان کوچکی به نام ابابیل که بر نوک و پنجه­های کوچکشان سنگ­گِلی را همراه داشتن و آن­­ها را بر سر لشگریان ابرهه و فیل­هایی که سوارشان بودند انداختند، همه­اشان نابود شدند. آن­­ها هم­چون کاه جویده شده، کوبیده گشتند.

هنگام تولد پیامبر  حوادث عجیبی اتفاق افتاد که به چهل و شش نمونه از این حوادث اشاره می­شود:

1.      نور نبوت در پیشانی جناب عبدالله بن عبدالمطلب قبل از ازدواج با جناب آمنه دیده می­شد و بعد از آن دیگر دیده نشد.[1]

2.   در عالم رؤیا به جناب آمنه گفته شد: «تو سرور این امت را در رحم خود داری، زمانی که به دنیا آمد او را از شر حسودان در پناه خداوند قرار ده.» لذا جناب عبدالمطلب حضرت را بعد از تولد در پارچه­ای ابریشمی پیچیده و درون کعبه آورد و این چنین سرود:[2]

حمد مخصوص خداوندی است که به من عطا نموده است/ این پسر پاکیزه و ابریشم پوش را.

پناهنده می­سازم او را به خانه­ای دارای ارکان/ از هر صاحب ستمی­ و صاحب کینه­ای/ و حسود افسار گسیخته­ای.[3]

3.   به جناب آمنه در عالم رؤیا گفته شد: «نام فرزندت را محمد بگذار.[4]»

4. فاطمه بنت عبدالله می­گوید: «من شاهد تولد محمد بودم، به هرجای خانه نگاه می­کردم نور بود، درآن شب به ستارگان که می­نگریستم آن­قدر آن­­­ها را نزدیک حس می­کردم که فکر می­کردم الآن است بر من فرود آیند.[5]»

5.   ظرف بزرگی که روی پیامبر  گذاشته بودند به دو نیم شده بود و حضرت چشم به آسمان دوخته بود.[6] و[7]

6.  هنگام تولدِ حضرت، نوری از دامن آمنه ساطع شد که قصرهای شام را روشن نمود.[8] آن­گونه که جناب آمنه می­گوید: «من گردن­های شتر­­ها را در شام می­دیدم.[9]» وقتی فاطمه بنت اسد این قضیه را با شگفتی و شادمانی برای ابوطالب نقل نمود، ابوطالب به او گفت: «از این قضیه تعجب می­­كنی؟! تو باردار خواهی شد و به­دنیا خواهی آورد وصی و وزیر او را! [10] تنها یك سبت صبر كن. (هر سبت 30 سال است.) [11]»

7. مردى یهودى در بالاى قلعه‏اى در شهر مدینه با صداى بلند فریاد می­­زد: «اى یهودیان!» و چون یهودیان به­پاى قلعه گرد آمدند و پرسیدند: «چه می­­گویى؟» گفت: «بدانید ستاره­ی كه با طلوع آن احمد به ­دنیا مى‏آید دیشب طلوع كرد.[12]»

8.   دانشمندان یهود به عبدالمطلب خبر داده بودند که در یک دستش پادشاهی و در دست دیگرش نبوت قرار خواهد گرفت.[13]

9.   حضرت، مختون (ختنه شده) و مسرور (ناف بریده) به دنیا آمده است[14] و لذا جناب آمنه زایمان آسانی داشته است.

10.  به محض تولد بر دو زانو نشسته و دستانش را روی زمین قرار داده و سرش را بالا برده و چشمانش را به آسمان دوخته است.[15]

11. وقتی مردی یهودی حضرت را در همان روز تولد مشاهده کرد آن­قدر مضطرب شد که بیهوش گردید و وقتی به­هوش آمد گفت: «نور نبوّت تا روز قیامت از بنی اسرائیل برچیده شد.[16]»

12. موبَذان - دانشمندان زردشتی - در خواب دیدند که شتران تنومند، اسبان تازى را با خود مى‏كِشند؛ آن­­­ها از دجله عبور كردند و در همه­ی شهر­­ها پراكنده شدند.[17]

13. شیطان تا هفت آسمان بالا می­رفت و از اسرار مدیریت جهان مطّلع می­شد و با تولد حضرت عیسی (علیه­السلام) از سه آسمان منع شد و با تولد پیامبر (صلی­الله­علیه­وآله)، از رفتن به همه­ی آسمان­­­ها منع شد.

14.  همه­ی بت­­­ها در صبحگاه تولد حضرت برو افتادند.

15.  ایوان کسری شکسته و چهارده کنگره­ی آن سقوط کرد.

16.  دریاچه­ی ساوه که مورد پرستش بود خشک گردید..

17.  وادی سماوه محلی بسیار با طراوت بین کوفه و شام روان شد.

18.  آتش­کده­ی فارس که هزار سال شعله­ور بود خاموش گشت.

19.  تمام تخت پادشاهان سرنگون گشت.

20.  قصری را که کسری بر دجله ساخته بود از وسط دو نیم شد.

21.  پادشاهان در آن روز لال شده و نمی­توانستند سخنی بگویند.

22.  علوم غریبه­ی کاهنان از آن­­­ها گرفته شد.

23.  سحرِ همه­ی جادوگران باطل شد.

24.  قریش، آل­الله نامیده شدند.

25. شیطان را به منطقه­ ی حرم راه ندادند و او از جبرائیل سؤال کرد: «آیا از این مولود نصیبی دارد؟» پاسخ شنید: «خیر»، سؤال کرد: «در امت او چطور؟» پاسخ شنید: «آری» و شیطان گفت: «راضی شدم.»

26.  درختان از روز ولادت حضرت به مدت چهل روز، بهترین میوه­­­ها را به عنوان شاد باش بر خود رویاندند.

بین زمین و آسمان، هفتاد عمود از انواع نور زده شد که هیچ کدام از آن­­­ها شبیه دیگری نبود.[18]
قسمت دوم




[1] انساب الاشراف:81/1

[2]الحمد للّه الذى أعطانى         هذا الغلامَ الطیِّبَ الأردان

أُعیذُه بالبیتِ ذِی الأركان مِن كلِّ ذِی بَغىٍ و ذی شَنآن‏

و حاسدٍ مُضطَرِبِ العِنان‏

[3] همان

[4] همان

[5] الاصابه ابن حجر -: 275/8

[6] در میان عرب رسم بود که اگر کودکی شب به دنیا می­آمد به او نگاه نمی­کردند و زیر ظرفی تا صبح پنهانش می­نمودند.

[7] الطبقات الکبری ابن سعد: 63/1

[8] مجمع الزوائد الهیثمی -: 223/8

[9] عیون‏الأثر - ابن سید الناس -: 34/1

[10] كافی: 454/1

[11] مناقب: 31/1

[12] زندگانى‏ محمد  /ترجمه - سید هاشم رسولی -:105/1

[13] امتاع الاسماع: 34/4

[14] سبل‏ الهدى:342/1

[15] عیون‏الأثر:34/1

[16] امالی طوسی: 145

[17] دلائل النبوه /ترجمه: 100/1

[18] نشانه 13 تا 27 امالی صدوق: 285

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات